rephrase

re·phrase/ˌriːˈfreɪz/
re-again / backphrasea group of words
verb (فعل)commonpast (گذشته): rephrasedpast participle (مفعولی): rephrased-ing (حال): rephrasing3rd (سوم): rephrases

فعل — بازنویسی کردن

بازنویسی کردندوباره بیان کردنتغییر عبارت دادن

بیان کردن یک ایده یا سوال به روشی دیگر، به خصوص برای وضوح بیشتر.

To express an idea or question in an alternative way, especially for clarity.

«ممکن است آن سوال را بازنویسی کنید؟ من کاملاً متوجه نمی‌شوم.»

Could you rephrase that question, please? I don't quite understand.

«او مجبور شد استدلال خود را بازنویسی کند تا برای مخاطبان واضح‌تر شود.»

He had to rephrase his argument to make it clearer to the audience.

تفاوت با واژه‌های مشابه
paraphraseبازنویسی کردن

رسمی/آکادمیک. در حالی که مشابه است، «پارافریز» اغلب به معنای بیان دوباره‌ی چیزی با کلمات خودتان است در حالی که معنای اصلی حفظ می‌شود، اغلب در یک بافت آکادمیک برای جلوگیری از سرقت ادبی. «بازنویسی» گسترده‌تر است و می‌تواند فقط به معنای گفتن آن به روشی متفاوت برای درک بهتر باشد.

Formal/Academic. While similar, 'paraphrase' often implies restating something in your own words while maintaining the original meaning, often in an academic context to avoid plagiarism. 'Rephrase' is broader and can just mean saying it differently for better understanding.

restateدوباره بیان کردن

متداول. تا حد زیادی قابل تعویض هستند. «دوباره بیان کردن» ممکن است بر تکرار مستقیم‌تر ایده‌ی اصلی تأکید کند، در حالی که «تغییر عبارت» بیشتر بر تغییر کلمات یا ساختار تمرکز دارد.

Common. Largely interchangeable, 'restate' might emphasize repeating the core idea more directly, whereas 'rephrase' focuses more on changing the wording or structure.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000