repercussions

re·per·cus·sions/ˌrɛpərˈkʌʃənz/
re-back, againpercussionstriking, impact
noun (اسم)formalplural (جمع): repercussions

اسم — عواقب

عواقبپیامدها

نتایج یا آثار ناخواسته که پس از یک عمل یا رویداد رخ می‌دهند.

Unintended consequences or effects following an action or event.

«این تصمیم عواقب جدی برای شرکت داشت.»

The decision had serious repercussions for the company.

«تحریم‌ها می‌توانند پیامدهای اقتصادی داشته باشند.»

Sanctions can lead to economic repercussions.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000