replenished

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·plen·ished/rɪˈplɛnɪʃt/
re-againplenfull-ishto make-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): replenishedpast participle (مفعولی): replenished-ing (حال): replenishing3rd (سوم): replenishes

فعل — تجدید کردن

تجدید کردنپر کردن مجدد

موجودی را دوباره پر یا به سطح کافی بازگرداندن.

Refilled or restored a supply to a sufficient level.

«قفسه‌ها با محصولات جدید پر شدند.»

“The shelves were replenished with new products.”

«قبل از سفر منبع آب را تجدید کردیم.»

“We replenished the water supply before the trip.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
refilled— دوباره پر شده

رایج است و به معنی دوباره پر کردن است.

Common. Similar sense of making full again.

restocked— موجودی جدید گذاشتن

رایج است و به تأمین مجدد کالاها اشاره دارد.

Common. Refers to replenishing stock or supplies.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000