recuperating

re·cu·per·at·ing/rɪˈkuːpəreɪtɪŋ/
re-againcuperateto recover
verb (فعل)commonpast (گذشته): recuperatedpast participle (مفعولی): recuperated-ing (حال): recuperating3rd (سوم): recuperates

فعل — بهبودی

بهبودیبازساری

حال استمراری فعل recuperate: بهبود سلامتی یا قدرت پس از بیماری یا سختی.

Present participle of recuperate: recovering health or strength after illness or hardship.

«او پس از جراحی در حال بهبودی است.»

He is recuperating after surgery.

«او هفته‌ها در خانه بهبود یافت.»

She spent weeks recuperating at home.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recoveringدر حال بهبودی

متداول. معنی مشابه، بهبود سلامت را نشان می‌دهد.

Common. Similar in meaning, refers to regaining health.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000