recuperate

re·cu·per·ate/rɪˈkuːpəreɪt/
re-againcuperto take-ateto make or cause to be
1verb (فعل)commonpast (گذشته): recuperatedpast participle (مفعولی): recuperated-ing (حال): recuperating3rd (سوم): recuperates

فعل — بهبود یافتن

بهبود یافتننقاهت کردنسلامتی را بازیافتن

از بیماری یا خستگی بهبود یافتن؛ سلامتی یا قدرت را بازیافتن.

To recover from illness or exertion; regain health or strength.

«او برای نقاهت پس از جراحی به کوهستان رفت.»

She went to the mountains to recuperate after her surgery.

«چندین هفته طول کشید تا او کاملاً قدرت خود را بازیافت.»

It took him weeks to fully recuperate his strength.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recoverبهبود یافتن

بسیار معمول. 'Recover' یک اصطلاح گسترده‌تر و روزمره برای بازگشت به حالت عادی پس از هر setback (بیماری، از دست دادن و غیره) است. 'Recuperate' به طور خاص به دوره‌ای از استراحت و بازیافتن سلامتی/قدرت جسمانی اشاره دارد. 'بهبود یافتن از سرماخوردگی' در مقابل 'نقاهت پس از جراحی'.

Very common. 'Recover' is a broader, more everyday term for getting back to a normal state after any setback (illness, loss, etc.). 'Recuperate' specifically implies a period of rest and regaining physical health/strength. 'Recover from a cold' vs. 'Recuperate after surgery'.

convalesceنقاهت کردن

رسمی/پزشکی. 'Convalesce' بسیار شبیه 'recuperate' است و اغلب در زمینه‌های پزشکی برای توصیف روند آهسته بازیافتن سلامتی و قدرت پس از یک بیماری طولانی یا جراحت استفاده می‌شود. معنای کمی منفعل‌تر از استراحت کردن دارد. 'او در خانه نقاهت می‌کند'.

Formal/medical. 'Convalesce' is very similar to 'recuperate', often used in medical contexts to describe the slow process of regaining health and strength after a long illness or injury. It has a slightly more passive connotation of resting. 'He is convalescing at home'.

متضادها
2verb (فعل)formalpast (گذشته): recuperatedpast participle (مفعولی): recuperated-ing (حال): recuperating3rd (سوم): recuperates

فعل — جبران کردن

جبران کردنبازیافتن (پول یا ضرر)

چیزی از دست رفته یا خرج شده، مانند پول یا ضررها را بازیافتن یا جبران کردن.

To regain or make up for something lost or spent, such as money or losses.

«شرکت پس از بحران برای جبران ضررهای خود تلاش کرد.»

The company struggled to recuperate its losses after the crisis.

«او امیدوار بود سرمایه‌گذاری خود را طی چند سال آینده بازیافت کند.»

He hoped to recuperate his investment over the next few years.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recoverبازیابی کردن

معمول. 'Recover' در اینجا بسیار قابل تعویض است. 'Recover lost funds' بسیار رایج است. 'Recuperate' در این زمینه می‌تواند کمی رسمی‌تر یا عمدی‌تر به نظر برسد. 'او سعی کرد ضررهایش را بازیابی کند' یا 'او سعی کرد ضررهایش را جبران کند'.

Common. 'Recover' is highly interchangeable here. 'Recover lost funds' is very common. 'Recuperate' can sound slightly more formal or deliberate in this context. 'He tried to recover his losses' or 'He tried to recuperate his losses'.

reclaimپس گرفتن

رسمی. 'Reclaim' به معنای رسماً درخواست کردن یا پس گرفتن چیزی است که از دست رفته یا گرفته شده است. 'Recuperate' یک روند تدریجی‌تر یا شخصی‌تر برای جبران آن را نشان می‌دهد. 'بازپس گرفتن اموال گمشده' در مقابل 'جبران ضررهای مالی در طول زمان'.

Formal. 'Reclaim' implies formally demanding or taking back something that was lost or taken. 'Recuperate' suggests a more gradual or personal process of making up for it. 'Reclaim lost property' vs. 'Recuperate financial losses over time'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000