reclaim

re·claim/rɪˈkleɪm/
re-againclaimto take or demand
verb (فعل)commonpast (گذشته): reclaimedpast participle (مفعولی): reclaimed-ing (حال): reclaiming3rd (سوم): reclaims

فعل — پس گرفتن

پس گرفتنبازیابی کردن

پس گرفتن یا بازیابی چیزی که از دست رفته یا گرفته شده است.

To take back or recover something that was lost or taken away.

«کشاورزان زمین را از صحرا پس می‌گیرند.»

Farmers reclaim land from the desert.

«او پس از سال‌ها ملک از دست رفته‌اش را پس گرفت.»

She reclaimed her lost property after years.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recoverبازیابی کردن

متداول. وقتی درباره پس گرفتن چیزی باشد با reclaim قابل تعویض است.

Common. Often interchangeable with reclaim when referring to getting something back.

regainدوباره به دست آوردن

متداول. معنی مشابه، معمولاً برای چیزهای منشأ ذهنی یا فیزیکی.

Common. Similar meaning, often for abstract or physical things.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000