redefines

re·de·fines/ˌriːdɪˈfaɪnz/
re-again / anewdefinesgives the meaning of
verb (فعل)commonpast (گذشته): redefinedpast participle (مفعولی): redefined-ing (حال): redefining3rd (سوم): redefines

فعل — دوباره تعریف می‌کند

دوباره تعریف می‌کندبازتعریف می‌کند

صرف سوم شخص مفرد فعل 'redefine' در زمان حال، به معنای تعریف مجدد یا تعریف چیزی به شیوه‌ای جدید.

The third-person singular present tense of 'redefine', meaning to define something again or in a new way.

«کار او مرزهای هنر مدرن را بازتعریف می‌کند.»

Her work redefines the boundaries of modern art.

«سیاست جدید معیارهای واجد شرایط بودن را دوباره تعریف می‌کند.»

The new policy redefines eligibility criteria.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reshapesبازشکل می‌دهد

رایج. به معنای تغییر شکل یا ماهیت چیزی است. شبیه 'redefines' است اما اغلب تأثیر ملموس‌تر و قابل مشاهده‌تری بر موضوع دارد.

Common. Suggests altering the form or character of something. It's similar to 'redefines' but often has a more concrete, visible impact on the subject.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000