redlining

red·lin·ing/ˈrɛdˌlaɪnɪŋ/
redof a color resembling bloodlinea long, narrow mark-ingforming nouns from verbs
1noun (اسم)technical

اسم — خط قرمزکشی

خط قرمزکشیآپارتاید منطقه‌ای

یک عمل تبعیض‌آمیز که در آن خدمات (مانند بانکداری، بیمه، مراقبت‌های بهداشتی یا حتی سوپرمارکت‌ها) از ساکنان مناطق خاصی، اغلب بر اساس نژاد یا قومیت، دریغ می‌شود یا در دسترس قرار نمی‌گیرد.

A discriminatory practice in which services (like banking, insurance, healthcare, or even supermarkets) are withheld or made unavailable to residents of certain areas, often based on race or ethnicity.

«خط قرمزکشی به نابرابری اقتصادی در بسیاری از شهرها کمک کرد.»

Redlining contributed to economic inequality in many cities.

«قانون‌گذاری برای مبارزه با رویه‌های خط قرمزکشی به تصویب رسید.»

Legislation was passed to combat redlining practices.

تفاوت با واژه‌های مشابه
discriminationتبعیض

رایج. یک اصطلاح گسترده‌تر برای رفتار ناعادلانه با مردم. 'Redlining' نوع خاصی از تبعیض سیستمی است، بنابراین اگرچه مرتبط است، اما یک مترادف مستقیم نیست که همیشه بتوان آن را جایگزین کرد.

Common. A broader term for treating people unfairly. 'Redlining' is a specific type of systemic discrimination, so while related, it's not a direct synonym that can always be substituted.

segregationجداسازی

رسمی. به جداسازی اجباری گروه‌های نژادی مختلف در یک کشور، جامعه یا نهاد اشاره دارد. خط قرمزکشی اغلب به جداسازی کمک می‌کند یا آن را تداوم می‌بخشد، اما بیشتر یک روش است تا خود نتیجه.

Formal. Refers to the enforced separation of different racial groups in a country, community, or establishment. Redlining often contributes to or perpetuates segregation, but it's a method rather than the outcome itself.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): redlinedpast participle (مفعولی): redlined-ing (حال): redlining3rd (سوم): redlines

فعل — خط قرمز کشیدن

خط قرمز کشیدنبا خط قرمز علامت زدن

متن را برای بازبینی یا تصحیح، با خط قرمز علامت‌گذاری یا برجسته کردن.

To mark or highlight text, especially for review or correction, using a red line.

«ویراستار ساعت‌ها را صرف خط قرمز کشیدن روی دست‌نوشته کرد.»

The editor spent hours redlining the manuscript.

«او داشت روی قرارداد خط قرمز می‌کشید تا تغییرات پیشنهادی را نشان دهد.»

He was redlining the contract to show the proposed changes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
editویرایش کردن

رایج. 'ویرایش کردن' یک اصطلاح کلی برای اعمال تغییرات است که می‌تواند شامل خط قرمز کشیدن باشد. 'خط قرمز کشیدن' به طور خاص به عمل علامت‌گذاری تغییرات، معمولاً با رنگ قرمز، برای مشاهده توسط دیگران اشاره دارد.

Common. 'Edit' is a broad term for making changes, which can include redlining. 'Redlining' specifically refers to the act of marking changes, usually in red, for others to see.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000