reflet

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·flet/rəˈfleɪ/
noun (اسم)archaic

اسم — تابش

تابشبازتاب

واژه‌ای نادر یا اشتباه املایی برای انعکاس یا بازتاب.

A variant or misspelling of 'reflect' or a term used dialectally for reflection (rare).

«آب آرام بازتاب واضحی از آسمان نشان می‌داد.»

The calm water showed a clear reflet of the sky.

«کلماتش بازتابی از احساساتش بودند.»

His words were a reflet of his feelings.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000