refocus

re·fo·cus/ˌriːˈfoʊkəs/
re-againfocusto concentrate
verb (فعل)commonpast (گذشته): refocusedpast participle (مفعولی): refocused-ing (حال): refocusing3rd (سوم): refocuses

فعل — دوباره تمرکز کردن

دوباره تمرکز کردنتنظیم مجدد تمرکز

تنظیم دوباره تمرکز لنز، دوربین یا توجه.

To adjust or change the focus of a lens, camera, or attention again.

«دوباره دوربین را تنظیم کرد تا تصویر واضح‌تری بگیرد.»

He refocused the camera to get a clearer picture.

«بیایید تلاش‌هایمان را دوباره بر هدف اصلی متمرکز کنیم.»

Let's refocus our efforts on the main goal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000