refrained

re·frained/rɪˈfreɪnd/
re-back / againfrainhold back
verb (فعل)commonpast (گذشته): refrainedpast participle (مفعولی): refrained-ing (حال): refraining3rd (سوم): refrains

فعل — خودداری کردن

خودداری کردنپرهيز کردن

خودداری کردن از انجام کاری؛ جلوگیری کردن از یک عمل یا تمایل.

To stop oneself from doing something; to hold back from an action or impulse.

«او از اظهار نظر در مورد موضوع خودداری کرد.»

He refrained from commenting on the issue.

«او در رژیم غذایی از خوردن شیرینی پرهیز کرد.»

She refrained from eating sweets during the diet.

تفاوت با واژه‌های مشابه
abstainامتناع کردن

رسمی. معمولاً برای اجتناب عمدی، به‌خصوص در رای‌گیری یا مصرف.

Formal. Often used for deliberately avoiding something, especially votes or consumption.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000