refraction

re·frac·tion/rɪˈfrækʃən/
re-back, againfractbreak-ionaction or process
noun (اسم)technical

اسم — شکست نور

شکست نورانکسار

خمیده شدن نور یا امواج دیگر هنگام عبور از رسانه‌های مختلف.

The bending of light or other waves passing through different media.

«انکسار باعث می‌شود نی در آب خمیده به نظر برسد.»

Refraction causes a straw to look bent in water.

«منشور نور را با انکسار می‌شکند.»

The prism splits light through refraction.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bendingخم‌شدن

متداول در فیزیک، برای توصیف خم شدن نور کاربرد دارد.

Common in physics, used to describe light bending similarly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000