refuel

re·fuel/ˌriːˈfjuːəl/
re-againfuelto supply energy
verb (فعل)commonpast (گذشته): refueledpast participle (مفعولی): refueled-ing (حال): refueling3rd (سوم): refuels

فعل — سوخت‌گیری مجدد

سوخت‌گیری مجدددوباره سوخت رساندن

مجدداً سوخت رساندن به وسیله یا دستگاه

To provide more fuel to a vehicle or machine

«قبل از سفر باید به ماشین سوخت بزنیم.»

We need to refuel the car before the trip.

«هواپیما در فرودگاه به سرعت سوخت‌گیری کرد.»

The plane refueled quickly at the airport.

تفاوت با واژه‌های مشابه
replenishتجدید کردن

رسمی. معمولاً زمانی که دوباره تامین می‌کنیم استفاده می‌شود اما کلی‌تر است.

Formal. Often interchangeable when referring to supplying again, though more general than refuel.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000