verb (فعل)commonpast (گذشته): refueledpast participle (مفعولی): refueled-ing (حال): refueling3rd (سوم): refuels
فعل — سوختگیری مجدد
سوختگیری مجدددوباره سوخت رساندن
مجدداً سوخت رساندن به وسیله یا دستگاه
To provide more fuel to a vehicle or machine
«قبل از سفر باید به ماشین سوخت بزنیم.»
“We need to refuel the car before the trip.”
«هواپیما در فرودگاه به سرعت سوختگیری کرد.»
“The plane refueled quickly at the airport.”
تفاوت با واژههای مشابه
replenish— تجدید کردن
رسمی. معمولاً زمانی که دوباره تامین میکنیم استفاده میشود اما کلیتر است.
Formal. Often interchangeable when referring to supplying again, though more general than refuel.