در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نگهداری شده در دمای سرد برای حفظ تازگی، معمولاً با یخچال یا دستگاه خنککننده.
Kept cold by a refrigerator or other cooling device to preserve freshness.
«مرغ باید همیشه در یخچال نگهداری شود.»
“The poultry must be kept refrigerated at all times.”
«کامیونهای یخچالدار کالاهای فاسدشدنی را ایمن حمل میکنند.»
“Refrigerated trucks transport perishable goods safely.”
رایج. وقتی درباره غذا یا نوشیدنی سرد شده باشد قابل جایگزینی است اما معمولاً اشاره به دمای پایینتر دارد، مثلاً «شراب سرد شده» در مقابل «شراب یخچالدار».
Common. Interchangeable when referring to food or drinks kept cold, but 'chilled' often implies cooler than refrigerated, e.g. 'chilled wine' vs 'refrigerated wine'.