refreshingly

re·fresh·ing·ly/rɪˈfrɛʃɪŋli/
re-againfreshnew, clean-ingforming adjective-lyforming adverb
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): refreshingposition (جایگاه): end

قید — به‌طرز تازه و دلپذیر

به‌طرز تازه و دلپذیربه‌طور انرژی‌بخش

به شکلی که خوشایند، جدید یا انرژی‌بخش است.

In a way that is pleasantly new, different, or invigorating.

«فیلم به شکلی تازه و متفاوت‌تر از انتظار تمام شد.»

The movie ended refreshingly differently than expected.

«او به شکلی تازه و صادقانه درباره اشتباهاتش صحبت کرد.»

She spoke refreshingly honestly about her mistakes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pleasantlyبه‌خوبی

رایج. برای توصیف کاری که به شکل خوشایندی انجام شده به کار می‌رود، در برخی زمینه‌ها مشابه است.

Common. Used to describe something done in a pleasing manner, similar in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000