verb (فعل)commonpast (گذشته): refrozepast participle (مفعولی): refrozen-ing (حال): refreezing3rd (سوم): refreezes
فعل — دوباره یخ زدن
دوباره یخ زدندوباره منجمد شدن
دوباره منجمد کردن چیزی پس از ذوب شدن یا یخزدایی.
To freeze something again after it has thawed or been defrosted.
«گوشت را پس از ذوب شدن دوباره منجمد نکنید.»
“Do not refreeze meat once it has thawed.”
«بستنی در هوای گرم دوباره شروع به یخ زدن کرد.»
“The ice cream began to refreeze in the warm weather.”