refreeze

re·freeze/ˌriːfriːz/
re-againfreezeto become ice or very cold
verb (فعل)commonpast (گذشته): refrozepast participle (مفعولی): refrozen-ing (حال): refreezing3rd (سوم): refreezes

فعل — دوباره یخ زدن

دوباره یخ زدندوباره منجمد شدن

دوباره منجمد کردن چیزی پس از ذوب شدن یا یخ‌زدایی.

To freeze something again after it has thawed or been defrosted.

«گوشت را پس از ذوب شدن دوباره منجمد نکنید.»

Do not refreeze meat once it has thawed.

«بستنی در هوای گرم دوباره شروع به یخ زدن کرد.»

The ice cream began to refreeze in the warm weather.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000