refried

re·fried/ˌriːˈfraɪd/
re-againfriedcooked in hot oil or fat
adjective (صفت)common

صفت — سرخ‌شده مجدد

سرخ‌شده مجددلوبیا سرخ‌شده

دوباره با سرخ کردن پخته شده، معمولاً درباره لوبیاها کاربرد دارد.

Cooked again by frying, usually referring to beans.

«دوست دارم لوبیاهای دوباره سرخ‌شده را با برنج بخورم.»

I like to eat refried beans with rice.

«طرز تهیه به لوبیاهای دوباره سرخ‌شده به عنوان خوراک جانبی نیاز دارد.»

The recipe calls for refried beans as a side dish.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000