verb (فعل)commonpast (گذشته): regainedpast participle (مفعولی): regained-ing (حال): regaining3rd (سوم): regains
فعل — دوباره به دست آوردن
دوباره به دست آوردنبازپس گرفتن
دوباره به دست آوردن چیزی که از دست رفته یا گرفته شده است.
Getting back something lost or taken away.
«او پس از بیماری قوایش را دوباره به دست میآورد.»
“She is regaining her strength after illness.”
«تیم در حال بازپسگیری اعتماد به نفس خود است.»
“The team is regaining its confidence.”
تفاوت با واژههای مشابه
recover— بازیابی کردن
رایج. تأکید بر بازگشت به حالت عادی دارد.
Common. Emphasizes returning to a normal state.