regeneration

re·gen·er·a·tion/rɪˌdʒɛnəˈreɪʃən/
re-againgenerateto produce-tionthe act or process
noun (اسم)common

اسم — بازسازی

بازسازینوزاییرویش مجدد

فرآیندی که در آن بخش‌های از دست رفته یا آسیب دیده بدن دوباره رشد می‌کنند یا ترمیم می‌شوند.

The process of regrowing or repairing lost or damaged body parts.

«مارمولک‌ها بازسازی شگفت‌انگیزی از دم‌های از دست رفته‌شان نشان می‌دهند.»

Lizards show remarkable regeneration of lost tails.

«بازسازی پوست بدن پس از جراحت قابل توجه است.»

The body's regeneration of skin after injury is impressive.

تفاوت با واژه‌های مشابه
revivalاحیا

متداول. در زمینه تجدید یا بازگشت قابل جایگزینی است ولی در مورد اندام بدن کمتر خاص است. مثلاً 'احیا سنت‌های قدیمی' مناسب است ولی در مورد اندام‌ها خیر.

Common. Can replace regeneration when referring to renewal or comeback but less specific to biological context. Example: 'revival of old traditions' not suitable for body parts.

renewalتجدید

رسمی/متداول. وقتی به بازسازی یا شروع دوباره اشاره دارد، قابل جایگزینی است اما مخصوص زیست‌شناسی نیست. مانند 'تجدید قرارداد' در مقابل 'بازسازی بافت'.

Formal/common. Interchangeable when meaning restoration or starting anew, often abstract. Not specific to biology. 'Renewal of contract' vs 'regeneration of tissue'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000