regenerates

re·gen·er·ates/rɪˈdʒɛnəˌreɪts/
re-againgenerateto produce or create
verb (فعل)commonpast (گذشته): regeneratedpast participle (مفعولی): regenerated-ing (حال): regenerating3rd (سوم): regenerates

فعل — باززایی

باززاییتجدید رشد

پس از از دست دادن یا آسیب، دوباره رشد کردن یا شکل گرفتن.

To grow or form again after being lost or damaged.

«مارمولک پس از افتادن دم خود، دوباره آن را رشد می‌دهد.»

The lizard regenerates its tail after it falls off.

«بافت پس از آسیب به سرعت بازسازی می‌شود.»

The tissue regenerates quickly after injury.

تفاوت با واژه‌های مشابه
renewتجدید کردن

متداول. مشابه است ولی معمولاً به رشد طبیعی یا زیستی برمی‌گردد.

Common. Similar but 'regenerate' often implies biological or natural growth again.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000