verb (فعل)commonpast (گذشته): regeneratedpast participle (مفعولی): regenerated-ing (حال): regenerating3rd (سوم): regenerates
فعل — باززایی
باززاییتجدید رشد
پس از از دست دادن یا آسیب، دوباره رشد کردن یا شکل گرفتن.
To grow or form again after being lost or damaged.
«مارمولک پس از افتادن دم خود، دوباره آن را رشد میدهد.»
“The lizard regenerates its tail after it falls off.”
«بافت پس از آسیب به سرعت بازسازی میشود.»
“The tissue regenerates quickly after injury.”
تفاوت با واژههای مشابه
renew— تجدید کردن
متداول. مشابه است ولی معمولاً به رشد طبیعی یا زیستی برمیگردد.
Common. Similar but 'regenerate' often implies biological or natural growth again.