reinitiate

re·in·i·tate/ˌriːɪˈnɪʃieɪt/
re-againinitiateto begin something
verb (فعل)formalpast (گذشته): reinitiatedpast participle (مفعولی): reinitiated-ing (حال): reinitiating3rd (سوم): reinitiates

فعل — از نو آغاز کردن

از نو آغاز کردندوباره شروع کردن

شروع یا آغاز دوباره یک عمل یا فرایند.

To begin or start an action or process again.

«آن‌ها تصمیم گرفتند پس از وقفه مذاکرات را دوباره آغاز کنند.»

They decided to reinitiate negotiations after a break.

«این برنامه ماه گذشته دوباره شروع شد.»

The program was reinitiated last month.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restartدوباره شروع کردن

رایج. معمولاً در زمینه‌های عمومی به عنوان معادل 'reinitiate' استفاده می‌شود.

Common. Often used in general contexts synonymous with 'reinitiate'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000