reins

/reɪnz/
noun (اسم)commonplural (جمع): reins

اسم — زین

زینزمام اسب

بندهایی که برای کنترل اسب در دست سوارکار گرفته می‌شوند.

Straps used to control a horse, held in the rider's hands.

«او برای ایستادن اسب، زین‌ها را کشید.»

He pulled the reins to stop the horse.

«سوارکار زین‌ها را محکم گرفت.»

The rider held the reins tightly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000