rejig

re·jig/ˈriːdʒɪɡ/
re-againjigto move or arrange
verb (فعل)informalpast (گذشته): rejiggedpast participle (مفعولی): rejigged-ing (حال): rejigging3rd (سوم): rejigs

فعل — دوباره مرتب کردن

دوباره مرتب کردنتنظیم مجدد

دوباره مرتب کردن یا تنظیم چیزی، معمولاً برای بهتر کردن آن.

To rearrange or adjust something, often to improve it.

«برنامه را دوباره تنظیم کردند تا جلسه‌های بیشتری جا شود.»

They rejigged the schedule to fit more meetings.

«باید چیدمان سایت را دوباره مرتب کنیم.»

We need to rejig the website layout.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rearrangeدوباره مرتب کردن

روزمره. وقتی مرتب کردن مجدد مد نظر باشد می‌توان جایگزین reijg شد.

Common. Interchangeable when referring to changing order or setup.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000