relational

re·la·tion·al/rɪˈleɪʃənəl/
relationconnection-aladjective suffix
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more relationalsuperlative (عالی): most relational

صفت — روابطی

روابطیمربوط به رابطه

مربوط به ارتباط یا رابطه بین چیزها، معمولاً انسان‌ها یا داده‌ها.

Related to connections or relationships between things, often peoples or data.

«بانک‌های اطلاعاتی روابطی اطلاعات را از طریق پیوندها سازمان می‌دهند.»

Relational databases organize information by links.

«آنها الگوهای روابطی در گروه‌های اجتماعی را بررسی کردند.»

They studied relational patterns in social groups.

تفاوت با واژه‌های مشابه
relationalروابطی

اصطلاح فنی یا دانشگاهی برای زمینه‌های مبتنی بر رابطه.

Technical or academic term describing relation-based contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000