relatively simple

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

rel·a·tive·ly sim·ple/ˈrɛlətɪvli ˈsɪmpəl/
phrase (عبارت)common

عبارت — نسبتاً ساده

نسبتاً سادهتا حدی ساده

در مقایسه با چیزهای مشابه، چندان دشوار نیست.

Not very difficult when compared with similar things.

«دستورالعمل‌ها نسبتاً ساده‌اند.»

The instructions are relatively simple.

«دنبال کردن این دستور غذا نسبتاً ساده است.»

This recipe is relatively simple to follow.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000