relatively constant

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

rel·a·tive·ly con·stant/ˈrɛlətɪvli ˈkɑnstənt/
phrase (عبارت)common

عبارت — نسبتاً ثابت

نسبتاً ثابتتقریباً پایدار

در مقایسه با شرایط یا دوره‌های دیگر، تغییر بسیار کمی دارد.

Changing very little compared with other conditions or periods.

«دما نسبتاً ثابت ماند.»

The temperature remained relatively constant.

«تقاضا در طول سال تقریباً پایدار است.»

Demand is relatively constant throughout the year.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000