relaxing

/rɪˈlæk.sɪŋ/
relaxto rest or reduce stress-ingpresent participle
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more relaxingsuperlative (عالی): most relaxing

صفت — آرامش‌بخش

آرامش‌بخشراحت‌کننده

دارای اثری آرام‌بخش یا تسکین‌دهنده؛ موجب استراحت یا آرامش می‌شود.

Having a calming or soothing effect; promoting rest or ease.

«گوش دادن به موسیقی بعد از کار آرامش‌بخش است.»

Listening to music is relaxing after work.

«ما یک عصر آرامش‌بخش کنار دریاچه گذراندیم.»

We spent a relaxing afternoon by the lake.

تفاوت با واژه‌های مشابه
soothingتسکین‌دهنده

رایج. تاکید بر اثر آرام‌بخش، مشابه relaxing.

Common. Emphasizes calming effect, similar to relaxing.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000