rescored

re·scored/ˌriːˈskɔːrd/
re-againscoreto assign points or marks
verb (فعل)formalpast (گذشته): rescoredpast participle (مفعولی): rescored-ing (حال): rescoring3rd (سوم): rescores

فعل — دوباره نمره داد

دوباره نمره دادامتیازدهی مجدد کرد

گذشته فعل rescore: دوباره نمره دادن یا امتیاز دادن.

Past tense of rescore: assigned new scores again.

«امتحان پس از شکایات دوباره نمره‌دهی شد.»

The exam was rescored after complaints.

«آن‌ها برای اصلاح اشتباهات بازی را دوباره نمره دادند.»

They rescored the game to correct errors.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000