verb (فعل)commonpast (گذشته): rescheduledpast participle (مفعولی): rescheduled-ing (حال): rescheduling3rd (سوم): reschedules
فعل — دوباره برنامهریزی کردن
دوباره برنامهریزی کردنتغییر زمان دادن
زمان رویداد برنامهریزیشده را به زمان دیگری تغییر دادن
To change the time of a planned event to a different time
«باید جلسه را به هفته آینده موکول کنیم.»
“We need to reschedule the meeting to next week.”
«پرواز به دلیل آب و هوای بد دوباره برنامهریزی شد.»
“The flight was rescheduled due to bad weather.”
تفاوت با واژههای مشابه
postpone— به تعویق انداختن
معمولی. به معنای به تعویق انداختن به زمانی بعدی است، اما reschedule یعنی تغییر زمان به هر زمان دیگری.
Common. Means delay to a later time, but reschedule means changing to any other time, not necessarily later.