verb (فعل)commonpast (گذشته): restackedpast participle (مفعولی): restacked-ing (حال): restacking3rd (سوم): restacks
فعل — دوباره دستهبندی کردن
دوباره دستهبندی کردندوباره روی هم قرار دادن
دوباره مرتب یا روی هم قرار دادن اشیاء، معمولاً به ترتیب متفاوت یا مرتبتر.
To arrange or pile things again, often in a different or neater order.
«بعد از خالی کردن، جعبهها را دوباره روی هم چیدند.»
“They restacked the boxes after unpacking.”
«لطفاً کتابها را مرتب دوباره بچینید.»
“Please restack the books neatly.”
تفاوت با واژههای مشابه
rearrange— مرتب کردن دوباره
رایج. معنای مشابه با تأکید بر تغییر ترتیب.
Common. Similar, broader meaning including changing order.