restructured

re·struc·tured/ˌriːˈstrʌktʃərd/
re-againstructurearrangement, organization-edpast tense marker
verb (فعل)formalpast (گذشته): restructuredpast participle (مفعولی): restructured-ing (حال): restructuring3rd (سوم): restructures

فعل — سازمان‌دهی مجدد کرد

سازمان‌دهی مجدد کردبازسازی کرد

دوباره سازمان‌دهی یا تنظیم کردن چیزی، معمولاً برای بهبود یا تغییر عملکرد یا سیستم.

Organized or arranged something again, typically to improve or change its function or system.

«شرکت مدیریت خود را بازسازی کرد.»

The company restructured its management.

«آنها بخش را برای افزایش کارایی بازسازی کردند.»

They restructured the department to increase efficiency.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reorganizedسازمان‌دهی مجدد کرد

متداول است. در زمینه کسب‌وکار یا سازمان‌ها قابل تعویض است.

Common. Interchangeable in business or organizational contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000