ribaldry

ri·bald·ry/ˈrɪbəl.dri/
ribaldvulgar or indecent speech or behavior-ryquality or practice of
noun (اسم)informal

اسم — لحن رکیک

لحن رکیکبزهکاری طنزآمیز

زبان یا رفتاری طنزآمیز ولی زمخت، بی‌احترامی‌آمیز یا نامناسب.

Language or behavior that is humorous but coarse, irreverent, or indecent.

«نمایش پر از زبان رکیک و کنایه‌های دوپهلو بود.»

The play was full of ribaldry and double entendres.

«کمدی او بر پایه لحن رکیک برای سرگرمی است.»

His comedy relies on ribaldry to entertain.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crudenessزُشتی

رایج. اشاره به رفتار زمخت یا رکیک دارد؛ کمتر بر طنز تاکید دارد.

Common. Refers to rough or vulgar behavior; less emphasis on humor.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000