ribald

rib·ald/ˈrɪb.əld/
adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): more ribaldsuperlative (عالی): most ribald

صفت — بی‌ادب

بی‌ادبگستاخشهوانی

(در مورد کلام یا شوخی) بی‌ادبانه و شوخی‌وار در مورد مسائل جنسی.

Referring to sexual matters in an amusingly rude or irreverent way.

«نمایش پر از طنز بی‌ادبانه و شوخی‌های ایهام‌دار بود.»

The play was full of ribald humor and suggestive jokes.

«او از به اشتراک گذاشتن داستان‌های بی‌ادبانه با دوستانش لذت می‌برد.»

He enjoyed sharing ribald stories with his friends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bawdyخام‌دستانه

ادبی/کمی کهنه. طنزآمیز اما ناشیانه، اغلب با کنایه جنسی. برای طنزی که جنسی و زننده است با 'ribald' قابل تعویض است. 'یک آهنگ خام‌دستانه' درست است، 'جوک‌های بی‌ادبانه گفته شد' نیز درست است.

Literary/slightly archaic. Humorous but crude, often with a sexual connotation. Interchangeable with 'ribald' for humor that is sexually suggestive and coarse. 'A bawdy song' works, 'Ribald jokes were told' works.

coarseرکیک

رایج. زمخت یا خشن در بافت یا رفتار. زمانی که به زبانی بی‌ادبانه و نپخته اشاره دارد با 'ribald' قابل تعویض است، اگرچه 'coarse' لزوماً به موضوع جنسی اشاره نمی‌کند. 'زبان رکیک تحمل نمی‌شود' درست است، 'اظهارنظرهای بی‌ادبانه فضا را پر کرده بود' نیز درست است.

Common. Crude or rough in texture or manner. Interchangeable with 'ribald' when referring to language that is rude and unrefined, though 'coarse' doesn't necessarily imply a sexual theme. 'Coarse language is not tolerated' works, 'Ribald comments filled the room' works.

vulgarمبتذل

رایج. فاقد ظرافت یا سلیقه خوب؛ نپخته. زمانی که به طنز بی‌ادبانه و زننده، به خصوص با کنایه‌های جنسی اشاره دارد با 'ribald' قابل تعویض است، اما 'vulgar' می‌تواند به طور گسترده‌تری به سلیقه بد عمومی نیز اشاره کند. 'طنز مبتذل رایج است' درست است، 'داستان‌های بی‌ادبانه به اشتراک گذاشته شد' نیز درست است.

Common. Lacking sophistication or good taste; unrefined. Interchangeable with 'ribald' when describing rude and crude humor, especially with sexual connotations, but 'vulgar' can also apply more broadly to general bad taste. 'Vulgar humor is common' works, 'Ribald tales were shared' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000