rimming

rim·ming/ˈrɪmɪŋ/
rimedge or border-ingpresent participle / verbal noun
noun (اسم)common

اسم — ایجاد حاشیه

ایجاد حاشیهرینگینگ

عمل ایجاد یا داشتن لبه؛ همچنین در برخی موارد به معنای یک عمل جنسی خاص است.

The act of forming or applying a rim or edge; or more rarely, a sexual act involving the anus.

«لبه زدن شیشه چند دقیقه طول کشید.»

The rimming of the glass took several minutes.

«آن‌ها درباره روش ایجاد حاشیه روی فنجان صحبت کردند.»

They discussed the rimming technique used on the cup.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000