verb (فعل)commonpast (گذشته): rinsedpast participle (مفعولی): rinsed-ing (حال): rinsing3rd (سوم): rinses
فعل — شستن
شستنآبکشی کردن
به سرعت با آب شستن چیزی برای پاک کردن صابون، کثیفی یا مواد دیگر
Washes something quickly with water to remove soap, dirt, or other substances
«او قبل از قرار دادن ظرفها در ماشین ظرفشویی، آنها را آبکشی میکند.»
“She rinses the dishes before putting them in the dishwasher.”
«پس از شامپو زدن موهایت را کاملاً آبکشی کن.»
“Rinse your hair thoroughly after shampooing.”
تفاوت با واژههای مشابه
washes— شستن
رایج. تقریباً در بسیاری موارد قابل جایگزینی است اما rinse معمولاً شستن سبکتر را بیان میکند.
Common. Interchangeable in many contexts, though rinse implies quicker, lighter washing.
flushes— شستن به جریان آب
رایج. معمولاً وقتی که به شستشو با جریان آب اشاره دارد کاربرد دارد.
Common. Often used when referring to washing out with flowing water.