rioted

ri·ot·ed/ˈraɪətɪd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): riotedpast participle (مفعولی): rioted-ing (حال): rioting3rd (سوم): riots

فعل — شورش کردن

شورش کردنبلوا به پا کردن

در اعتراض یا شورش خشونت‌آمیز خیابانی شرکت کردن.

Participated in a violent public disturbance or protest.

«جمعیت پس از بازی شورش کردند.»

The crowd rioted after the game.

«آنها برای مطالبه حقوقشان شورش کردند.»

They rioted to demand their rights.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000