riv

/rɪv/
verb (فعل)formalpast (گذشته): rivedpast participle (مفعولی): riven-ing (حال): riving3rd (سوم): rivs

فعل — پاره کردن

پاره کردندر هم شکستن

به زور پاره کردن یا شکافتن چیزی.

To tear apart forcefully or split by force.

«او از سر ناامیدی کاغذ را پاره کرد.»

He riv the paper in frustration.

«طوفان بادبان کشتی را پاره کرد.»

The storm riv the ship's sails.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000