verb (فعل)formalpast (گذشته): ritualizedpast participle (مفعولی): ritualized-ing (حال): ritualizing3rd (سوم): ritualizes
فعل — مبدل کردن به آیین
مبدل کردن به آیینآیینوار کردن
چیزی را به صورت آیین انجام دادن یا به رسم تبدیل کردن
to make something into a ritual or to perform it as a ritual
«روال قهوه صبحگاهیشان را به آیین تبدیل میکنند.»
“They ritualize their morning coffee routine.”
«این رویداد هر سال به صورت آیینی برگزار میشد.»
“The event was ritualized every year.”
تفاوت با واژههای مشابه
formalize— رسمی کردن
رسمی. وقتی عملی را رسمی میکنند، معنی مشابه است.
Formal. Similar meaning when making a practice official.