rive

/raɪv/
verb (فعل)formalpast (گذشته): rivedpast participle (مفعولی): riven-ing (حال): riving3rd (سوم): rives

فعل — شکافتن

شکافتنپاره کردن

به شدت شکافتن یا پاره کردن چیزی.

To split or tear apart violently.

«طوفان درخت قدیمی را به دو نیم شکافت.»

The storm rived the old tree in two.

«او کاغذ را با عصبانیت پاره کرد.»

He rived the paper with anger.

تفاوت با واژه‌های مشابه
splinterخرد شدن

رسمی. معنای مشابه ولی بیشتر برای چوب یا خرده‌های کوچک به کار می‌رود.

Formal. Similar meaning but often used for wood or small fragments, e.g. 'splinter the board'; can replace rive in contexts of breaking apart.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000