riven

riv·en/ˈrɪvən/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more rivensuperlative (عالی): most riven

صفت — پاره

پارهشکافتهدورافتاده

پاره یا شکافته شده؛ کاملاً جدا یا پریشان.

Splitting or torn apart; deeply divided or disturbed.

«کشور توسط جنگ داخلی به دو بخش شکافته شد.»

The country was riven by civil war.

«روح او از غم پاره شده بود.»

Her soul felt riven with sorrow.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tornپاره

رایج. برای توصیف اشیاء فیزیکی پاره یا تفکیک شده استعاری استفاده می‌شود.

Common. Often used to describe something physically torn or metaphorically divided.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000