roadblock

road·block/ˈroʊdblɒk/
roada pathblockan obstruction
1noun (اسم)commonplural (جمع): roadblocks

اسم — راه بند

راه بندمانع جاده‌ای

یک مانع یا سد که در عرض جاده قرار داده می‌شود، به ویژه توسط پلیس یا ارتش، برای متوقف کردن و بازرسی ترافیک.

An obstruction or barrier placed across a road, especially by the police or army, to stop and inspect traffic.

«پلیس برای دستگیری مظنون یک راه بند ایجاد کرد.»

The police set up a roadblock to catch the suspect.

«ترافیک به دلیل راه بند تا مایل‌ها پشت سر هم متوقف شده بود.»

Traffic was backed up for miles due to a roadblock.

تفاوت با واژه‌های مشابه
barrierمانع

متداول. «مانع» یک اصطلاح کلی برای هر چیزی است که از دسترسی یا حرکت جلوگیری می‌کند. راه بند نوع خاصی از مانع است که در جاده و اغلب توسط مقامات استفاده می‌شود.

Common. 'Barrier' is a general term for anything that prevents access or movement. A roadblock is a specific type of barrier used on a road, often by authorities.

checkpointایست بازرسی

متداول. اغلب در بافت‌های رسمی/نظامی استفاده می‌شود، شبیه به راه بند اما به معنای مکان تعیین‌شده برای بازرسی است، نه همیشه یک مانع موقت. بسیاری از راه بندها ایست بازرسی هستند.

Common. Often used in official/military contexts, similar to a roadblock but implies a designated place for inspection, not always a temporary obstruction. Many roadblocks are checkpoints.

2noun (اسم)commonplural (جمع): roadblocks

اسم — مانع

مانعسد راهمشکل

عاملی که مانع پیشرفت می‌شود یا آن را دشوار می‌سازد؛ یک مانع یا سد.

A factor that prevents progress or makes it difficult; an obstacle.

«کمبود بودجه به یک مانع اصلی برای تحقیقات آنها تبدیل شد.»

Lack of funding became a major roadblock to their research.

«آنها هنگام تلاش برای اجرای سیاست جدید با چندین سد راه مواجه شدند.»

They faced several roadblocks while trying to implement the new policy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
obstacleمانع

متداول. اصطلاح کلی برای هر چیزی که سر راه قرار می‌گیرد. «راه بند» در این معنا یک مانع استعاری است که اغلب به معنای یک چالش مهم یا دشوار برای غلبه است.

Common. General term for anything that stands in the way. 'Roadblock' in this sense is a metaphorical obstacle, often implying a significant or difficult challenge to overcome.

hindranceمزاحمت

رسمی. ضعیف‌تر از «راه بند». مزاحمت چیزی است که پیشرفت را دشوار می‌کند اما لزوماً آن را به طور کامل متوقف نمی‌کند. «راه بند» به معنای توقف قابل توجه‌تری است.

Formal. Less strong than 'roadblock', a hindrance is something that makes progress difficult but doesn't necessarily stop it completely. 'Roadblock' implies a more significant stoppage.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000