robustly

ro·bust·ly/roʊˈbʌstli/
robuststrong and healthy-lyadverb suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): robustposition (جایگاه): end

قید — قویانه

قویانهپرقدرت

به صورت قوی، سالم یا پرانرژی.

In a strong, healthy, or vigorous manner.

«سیستم به صورت قوی بارهای زیاد را مدیریت کرد.»

The system robustly handled high loads.

«او به طور پرقدرت از ایده‌هایش دفاع کرد.»

She robustly defended her ideas.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stronglyقویانه

رایج. معمولاً هنگام اشاره به شدت یا قدرت قابل جایگزینی است.

Common. Often interchangeable when indicating force or intensity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000