rocketed

rock·et·ed/ˈrɒkɪtɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): rocketedpast participle (مفعولی): rocketed-ing (حال): rocketing3rd (سوم): rockets

فعل — سر به فلک کشیدن

سر به فلک کشیدنسریع حرکت کردن

به سرعت بسیار زیاد به سمت بالا حرکت کردن یا به طور ناگهانی افزایش یافتن.

Moved very quickly upwards or increased sharply.

«قیمت سهام پس از اعلامیه سر به فلک کشید.»

The stock price rocketed after the announcement.

«او در مدت فقط یک سال به سرعت در رتبه‌ها بالا رفت.»

He rocketed up the rankings in just a year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
soaredآسمان‌خراش رفتن

رایج. توصیف حرکت ناگهانی رو به بالا، مشابه rocketed در سرعت یا قیمت.

Common. Describes sudden upward movement, similar to rocketed in speed or price.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000