adjective (صفت)common
صفت — تاب خوردن
تاب خوردنحرکت نوسانی
به آرامی رفت و برگشت یا به طرفین حرکت کردن، معمولاً بهصورت آرامشبخش.
Moving gently back and forth or side to side, often in a soothing way.
«صندلی تابخور خیلی راحت بود.»
“The rocking chair was very comfortable.”
«قایق به آرامی روی امواج تاب میخورد.»
“The boat was rocking gently on the waves.”
تفاوت با واژههای مشابه
swaying— نوسان داشتن
رایج. به آرامی از یک طرف به طرف دیگر حرکت کردن؛ مشابه rocking.
Common. To move slowly from side to side; similar to rocking.