rocking

/ˈrɑːkɪŋ/
rockto move back and forth or side to side-ingpresent participle
adjective (صفت)common

صفت — تاب خوردن

تاب خوردنحرکت نوسانی

به آرامی رفت و برگشت یا به طرفین حرکت کردن، معمولاً به‌صورت آرامش‌بخش.

Moving gently back and forth or side to side, often in a soothing way.

«صندلی تاب‌خور خیلی راحت بود.»

The rocking chair was very comfortable.

«قایق به آرامی روی امواج تاب می‌خورد.»

The boat was rocking gently on the waves.

تفاوت با واژه‌های مشابه
swayingنوسان داشتن

رایج. به آرامی از یک طرف به طرف دیگر حرکت کردن؛ مشابه rocking.

Common. To move slowly from side to side; similar to rocking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000