roguishly

rog·u·ish·ly/ˈroʊɡɪʃli/
roguishplayfully mischievous-lyadverb suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): roguishposition (جایگاه): end

قید — شوخ‌طبعانه

شوخ‌طبعانهگیج‌کننده

به صورت بازیگوشانه، شیطنت‌آمیز یا جسورانه.

In a playful, mischievous, or cheeky manner.

«قبل از گفتن شوخی، با شیطنت لبخند زد.»

He smiled roguishly before telling the joke.

«او به دوستش با نیشخند بازیگوشانه چشمک زد.»

She winked roguishly at her friend.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000