rosemary

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

rose·ma·ry/ˈroʊzmɛri/
noun (اسم)common

اسم — رزماری

رزماری

گیاه همیشه سبز معطری که در آشپزی و داروسازی استفاده می‌شود

A fragrant evergreen herb used in cooking and medicine.

«رزماری را به مرغ کبابی اضافه کن.»

“Add rosemary to the roasted chicken.”

«رزماری عطری قوی و تازه دارد.»

“Rosemary has a strong, fresh aroma.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
herb— گیاه دارویی

اصطلاح کلی که رزماری و گیاهان مشابه را شامل می‌شود.

General term including rosemary and similar plants.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000