rotisserie
اسم — کبابپز گردان
وسیلهای برای پخت و پز با یک سیخ چرخان برای کباب کردن گوشت، به ویژه مرغ.
A cooking appliance with a rotating spit for roasting meat, especially chicken.
«ما یک مرغ کامل از کبابپز گردان سوپرمارکت خریدیم.»
“We bought a whole chicken from the supermarket's rotisserie.”
«رستوران به خاطر بره کبابپز گردان آرامپز خود مشهور است.»
“The restaurant is famous for its slow-roasted rotisserie lamb.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. میلهای که گوشت برای کباب کردن به آن کشیده میشود، اما 'سیخ' به خودی خود کل دستگاه نیست. روتیسری از یک سیخ استفاده میکند. 'گوشت روی سیخ پخته شد.'
Common. A rod on which meat is skewered for roasting, but 'spit' itself is not the entire appliance. A rotisserie utilizes a spit. 'The meat was cooked on a spit.'
رایج. دستگاهی برای پخت غذا با استفاده از حرارت مستقیم. کبابپز معمولاً غذا را مستقیماً روی حرارت میپزد، در حالی که روتیسری آن را میچرخاند. 'روتیسری' نوع خاصی از روش پخت است، نه فقط هر نوع کبابپز.
Common. A device for cooking food using direct heat. A grill typically cooks food directly over heat, while a rotisserie rotates it. A 'rotisserie' is a specific type of cooking method, not just any grill.
صفت — گردانپز
پخته شده با کبابپز گردان.
Cooked on a rotisserie.
«او برای شام یک مرغ گردانپز سفارش داد.»
“She ordered a rotisserie chicken for dinner.”
«پخت روتیسری قهوهای شدن یکنواخت را تضمین میکند.»
“Rotisserie cooking ensures even browning.”