rototill

ro·to·till/ˈroʊtoʊˌtɪl/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): rototilledpast participle (مفعولی): rototilled-ing (حال): rototilling3rd (سوم): rototills

فعل — خاکورزی کردن با ماشین

خاکورزی کردن با ماشین

استفاده از ماشین برای خرد کردن و برگرداندن خاک در باغبانی یا کشاورزی

to use a machine to break up and turn soil for gardening or farming

«قبل از کاشت، باغ را با ماشین خاکورزی کرد.»

He rototilled the garden before planting.

«خاکورزی با ماشین به هوا دادن خاک کمک می‌کند.»

Rototilling helps aerate the soil.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000