rotund

ro·tund/roʊˈtʌnd/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more rotundsuperlative (عالی): most rotund

صفت — گرد و چاق

گرد و چاقپرطنین

گرد و چاق در شکل یا بدن؛ یا کامل و پرطنین در صدا.

Round and plump in shape or body; full and rich in sound.

«او اندامی گرد و خنده‌ای پرطنین داشت.»

He had a rotund figure and a booming laugh.

«اتاق دارای کیفیت آکوستیک پرطنین بود.»

The room had a rotund acoustic quality.

تفاوت با واژه‌های مشابه
roundگرد

متداول. معنای شکل فیزیکی مشابه اما کمتر رسمی.

Common. Similar physical shape meaning, less formal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000