rottenest

rot·ten·est/ˈrɒtɪnɪst/
rottdecay-encharacterized by-estsuperlative degree
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): rottenersuperlative (عالی): rottenest

صفت — بیشترین فساد

بیشترین فسادکاملاً فاسد

بیشترین حد فساد یا خراب بودن؛ کاملاً پوسیده یا خراب.

The most decayed or spoiled; extremely rotten.

«این فاسدترین سیبی است که تا به حال دیده‌ام.»

This is the rottenest apple I've ever seen.

«آن‌ها نان کاملاً فاسد را دور انداختند.»

They threw away the rottenest bread.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000